تبلیغات
رسانه خبری تحلیلی ایران زاگرس - دکتر عبدالحسین زرینکوب
IranZagros News Agency / Borujerd & Zagros & Lorestan & Hamedan & markazi News / Borujerd News / IranZagros Group /IranZagros Ne
موسسه بهنام دهش پور تبلیغات حمایتی ایران زاگرس

ایران زاگرس با افتخار تقدیم میکند فرزانه ای از دیار فرزانگان

گذری بر زندگی و آثار زنده‏یاد دکتر عبد الحسین زرین‏کوب

زنده‏یاد،استاد دکتر عبد الحسین زرین‏کوب،در 27 اسفندماه سال 1301 شمسی در بروجرد چشم به‏ جهان گشود.پدرش،استاد عبد الکریم عبایی معروف‏ به شیخ زرگر،پدر بزرگش،ملا عبد الرحمان،جدش، ملا علی اکبر خوانساری و عموهای پدرش-شیخ باقر و شیخ غلامحسین بروجردی که شخص اخیر الذکر شاگرد شیخ هادی نجم‏آبادی و معلم علی اکبر دهخدا بود-همگی اهل علم و زهد و ورع و تقوی بودند.استاد زرین‏کوب در چنین خانواده و محیطی متولد شد و تحصیل را در همان بروجرد از مدرسهء کمال آغاز نمود (1307 ش)و دوره متوسطه را در مدرسهء اعتضاد که با سبک و سیاق مدارس جدید تأسیس شده بود،به پایان‏ برد.او دربارهء این مقطع تحصیلی خود می‏نویسد:«من‏ در 6 سالگی در سال 1309 در کلاس اول دبستان‏ اعتضادیه شروع به درس خواندن کردم و در شهریور سال 1316 گواهینامهء شش سالهء ابتدایی را دریافت‏ کردم و در همین سال بود که اجازهء برقراری سه کلاس‏ متوسطه به آن داده شد و من سال اول دبیرستان را شروع و گواهینامهء آن را در سال بعد(1316-1317) دریافت کردم.»وی در مورد ادامهء تحصیلات و نخستین‏ تجربیات تدریس خود می‏گوید:«من در سال 1318 بنا بر ضرورت‏های خانواده به خرم‏آباد رفتم و کلاس دوم‏ و سوم متوسطه را در دبیرستان پهلوی خرم‏آباد گذرانیدم. یکی از تابستان‏ها که به بروجرد آمدم...خبر اعجاب‏ انگیزی که بر سر زبان‏ها بود،این بود که عبد الحسین‏ زرین‏کوب پس از گذراندن کلاس سوم متوسطه به‏ مدیریت دبیرستان اعتضادیه انتخاب گردید».1

استاد در کنار تحصیل در مدارس جدید،به اصرار و ترغیب پدر،در اوقات فراغت،یعنی عصرهای ایام‏ تحصیل و تمام اوقات صبح و عصر در تابستان‏ها و ایام عید به تحصیل علوم دینی در حوزهء علمیه‏ «بحر العلوم»،معروف به«نوربخش»مشغول بود.وی‏ تحصیل علوم حوزوی را در تمام مدت تحصیل و تدریس در بروجرد ادامه داد که حاصل آن تحصیل فقه‏ و تفسیر و ادبیات عرب و علاقه‏مندی شدید به شر عربی بود.با تعطیل شدن کلاس ششم متوسطه در بروجرد،برای ادامهء تحصیل به تهران رفت و در سال‏ 1319 تحصیلات دبیرستانی را در شته ادبی و به پایان‏ برد.در تهران از یک سو با مقدمات حکمت آشنا شد و به مطالعهء تصوف روی آورد-حتی مدتی به طریقت‏ تشرف یافت و سلوک اهل طریق نمود-و اکثر کتابهای‏ تاریخی و فلسفی و ادبی موجود در زبان فارسی را مطالعه مورد و از سوی دیگر،به فلسفهء معاصر غربی‏ علاقه‏مند شد و به مطالعه و شناخت آن روی آورد،در نتیجه،مطالعهء آثار نیچه،فریزر،آلن و اسپنسر در آراء و اندیشه‏های او تأثیر بسزایی بر جای نهاد.

عشق و تعلق خاطر شدید و عمیق به حرفهء معلمی‏ و تجربهء تدریس کتاب‏های فیزیک و هندسه و علم الحیات،همچنین تعلیم دروس زبان انگلیسی و فرانسوی و تاریخ و فلسفه در دوره‏های مختلف متوسطه‏ در مدارس بروجرد و خرم‏آباد و سپس تهران،وی را به‏ همهء زمینه‏های یاد شده علاقه‏مند و در عین حال‏ آگاهی از آن علوم،اجزاء منظومهء دانش فراگیر و جامع‏ او را تشکیل داد.در آذرماه سال 1320 که بعد از حادثهء شهریور همان سال،دانشگاه مجددا افتتاح شده بود،با رتبهء اول در دانشکده حقوق دانشگاه تهران پذیرفته‏ شد.اما به الزام پدر ناچار به ترک تهران شد و در بروجرد و خرم‏آباد به کار معلمی مشغول شد.

استاد که از قبل،با زبان‏های عرب،فرانسوی و انگلیسی آشنا شده بود،در سال‏های جنگ جهانی دوم، با کمک بعضی از صاحب‏منصبان ایتالیایی و آلمانی‏ که در آن ایام در ایران به سر می‏بردند،به آموزش این‏ دو زبان پرداخت.

نخستین آثار استاد،در قالب مقاله در حوزهء شعر و ادبیات بود و اولین کتابش به نام فلسفهء شعر یا تاریخ‏ تطور شعر و شاعری در ایران،چهار سال پس از تألیف‏ آن،در سال 1323،در بروجرد به طبع رسید.در سال‏ 1324 بار دیگر در رشتهء ادبیات دانشگاه تهران با رتبهء اول پذیرفته شد و در سال 1327 به عنوان دانشجوی‏ رتبهء اول،از دانشگاه فراغت یافته و سال بعد دورهء

دکتر ادبیات فارسی را در همان دانشگاه آغاز نمود. وی که از زمان شروع تحصیلات دانشگاهی،به عنوان‏ دبیر در دبیرستان‏های تهران به تدریس پرداخته بود،از سال 1328،سردبیری مجلهء هفتگی«مهرگان»،به‏ مدیریت محمد درخشش را نیز عهده‏دار شد که با وجود وقفه‏هایی،این همکاری تا پنج سال تداوم یافت.ضمن‏ تحصیل دکتری در ادبیات فارسی،به ملل و نحل و مباحث مربوط به کلام و مناظرات علاقه یافت. رساله‏اش در شرح بعضی ابیات گلشن راز،دانش او را بیش از پیش روشن ساخت،لذا بعد از پایان تحصیلات‏ دکتری به دعوت و اصرار استادانش در مؤسسه‏ «وعظ و تبلیغ علوم اسلام»به تدریس تاریخ کلام و تاریخ ادیان اشتغال یافت.خلاصه‏ای از درس و تاریخ‏ تصوف وی به نام«ارزش میراث صوفیه»در مجلهء «یغما»چاپ شد.بخش‏هایی از درس تاریخ کلام وی‏ در مجلهء«راهنمای کتاب»و«آموزش و پرورش»به‏ چاپ رسید،اما دروس تاریخ ادیانش منتشر نشد.

در سال 1320 در کنار عده‏ای دیگر از فضلای‏ عصر همچون عباس اقبال آشتیانی،سعید نفیسی، محمد معین،پرویز ناتل خانلری،غلامحسین صدیقی‏ و عباس زریاب.برای مشارکت در طرح ترجمهء مقالات‏ «دایرة المعارف اسلام»(ویرایش اول)دعوت شد،کاری‏ که اگرچه خیلی زود متوقف شد،اما برای استاد تجربهء مفیدی شد که بعدها آن را در کار تألیف مقالات مربوط به ویرایش جدید«دایرة المعارف اسلام»(ویرایش دوم) و نیز«دایرة المعارف فارسی»(زیر نظر دکتر غلامحسین‏ مصاحب)به کار آورد.

پس از ازدواج با دکتر قمر آریان،همدرس دانشکده‏ و همکار روزنامه در سال 1332،در همین سال انجمن‏ ادبی سه‏شنبه را که همه هفته با حضور تعدادی از استادان و ادیبان و شاعران جوان تشکیل می‏شد و تا مدت یازده سال ادامه داشت،تأسیس نمود.در سال‏ 1334،تحصیلات دانشگاهی را به پایان آورد و از رسالهء دکتری خود،با عنوان نقد الشعر،تاریخ و اصول آن‏که‏ زیر نظر استاد بدیع الزمان فزوزانفر تألیف شده بود،با موفقیت دفاع کرد.در سال 1335 به عنوان دانشیار در دانشکدهء علوم معقول و منقول به تدریس تاریخ اسلام، تاریخ کلام و مجادلات فرق،تاریخ ادیان،تاریخ علوم و تاریخ تصوف اسلام مشغول شد.در همین سال،برای‏ مدت کوتاهی نیز امور مربوط به انتشار«بنگاه ترجمه‏ و نشر کتاب»را به عهده گرفت.پس از اخذ رتبهء استادی دانشگاه تهران،در سال 1339 در دانشکدهء الهیات و معارف اسلامی،دانشکده ادبیات،دورهء دکتری‏ دانشگاه تهران،دانشسرای عالی تهران،دانشکده‏ هنرهای دارماتیک به تدریس پرداخت.مدتی هم در مؤسسه لغت فرنکلین با استاد مجتبی مینوی به‏ همکاری مشغول شد و در سال 1340 به همراهی‏ استاد فروزانفر و دکتر ناظرزادهء کرمانی در«موتمر العالم الاسلامی،الدورهء الخامسه بغداد»به نمایندگی‏ ایران حضور یافت و مقالهء«تاریخ الاخوه فی العالم»را در آنجا ارائه نمود.

در سال 1340 مسافرت‏های علمی،مطالعاتی و تحقیقی چندی صورت داد که عبارتند از:مسافرت به‏ تبریز و آشنایی با علما و استادان آنجا و بررسی‏ کتابخانه‏های آن شهر به کمک عبد العلی کارنگ و یاری برادران نخجوانی؛سفر به دعوت مؤسسه‏ فرانکلین برای مطالعه و بازدید از موسسات‏ فرهنگ‏نویسی در امریکا و اروپا،از آکسفورد و لاروس‏ تا موسسهء کیّه و بروکهاوس،به همراهی استاد مجتبی‏ مینوی؛مسافرت به سویس و آلمان شرقی و دیدار و آشنایی از نزدیک با سید محمد علی جمال زاده و آقا بزرگ علوی؛سفر به ایتالیا و اقامت در رم و میلان‏ برای استفاده از کتابخانه‏های آنها؛سفر به سوریه و اردن و اقامت طولانی در بیروت جهت بازدید از مؤسسه‏ المنجد.

عمده‏ترین فعالیت استاد در سال 1341 همکاری‏ با مجتبی مینوی در مؤسسه لغت فرنکلین و نظارت‏ در تهیهء فیش‏های واژه‏های مهم متون بود.در دی‏ ماه،1343،در بیست و ششمین کنگرهء بین المللی‏ شرق‏شناسان در هند شرکت جست،به کلکته مسافرت‏ نمود،در مجالس ایندوایرانیکا شرکت کرد،از دانشگاه‏های هند دعوت‏نامه دریافت داشت و همچنین‏ در همین سال در پی دعوت کشور پاکستان از موسسات‏ علمی و دانشگاه‏تهای پاکستان در کراچی،لاهور و سند بازدید نمود.

در سال 1343،علاوه بر شرکت در کنگرهء بین المللی علوم تاریخی در اتریش،به آتن و رم و استانبول مسافرت نمودو از موزه‏ها و کتابخانه‏های‏ آن شهر بازدید و از برخی نسخه‏های خطی فارسی و عربی عکس‏های تهیه نمود.

یکی از حوادث غم‏انگیز زندگی استاد ضایعهء دردناک درگذشت برادر جوانش،خلیل زرین‏کوب بود که در سال 1346 به وقوع پیوست و در همین سال غم‏ درگذشت پدر در کربلا را نیز تحمل کرد.

در سال‏های 1347 تا 1349،پس از مسافرت به‏ لندن و بازید از موسسات علمی آنجا،در امریکا به‏ عنوان استاد میهمان در دانشگاه‏های کالیفرنیا و پرینستون،به تدریس تاریخ ایران و تاریخ تصوف‏ پرداخت و از همین فرصت برای فراگیری زبان‏ اسپانیایی بهره جست.

پس از بازگشت به ایران(1349)و مواجه شدن با ضایعهء درگذشت مادر،به دانشکدهء ادبیات و علوم انسانی‏ دانشگاه تهران منتقل و در دو گروه تاریخ و ادبیات‏ مشغول به افاضه شد.در سال 1350 به منظور شرکت‏ در مراسم بزرگداشت حافظ شیرازی در تاجیکستان و مسکو،به شوروی(سابق)مسافرت نمود و پس از بازگشت از این سفر ضایعه دیگری مواجه شد که‏ همانا درگذشت ناگهانی برادر جوانش احمد زرین‏کوب‏ بود.در فروردین 1354 به ایتالیا سفر کرد و مجلس‏ بحث راجع به«نظامی و اسکندر کبیر»شرکت کرد و مقاله‏ای با عنوان«نظامی در جستجوی ناکجاآباد»ارائه‏ نمود.در همین سال به منظور معالجه و مطالعه مدتیدر وین اتریش اقامت نمود.

استاد مسافرتی هم به اسپانیا و پرتغال نمود.

(شهریور و مهر 1355)تا آثار تمدن اسلامی و تاریخ‏ اندلس اسلامی را در آن کشورها مورد مطالعه قرار دهد. در فاصلهء سال‏های 1355 تا 1356،وی مدیریت گروه‏ دورهء کوتاه یک ساله،برنامهء جدیدی برای گروه ادبیات‏ تنظیم نمود که تهیهء آن مدت چندین ماه به طول‏ انجامید و در آن،از تمام برنامه‏ها مشابه در گروه‏های‏ ادبیات،در دانشگاه‏ه‏های بزرگ جهان استفاده کرد.اما پس از کناره‏گیری دکتر زرین‏کوب از مدیریت گروه، این برنامه هم جامهء عمل به خود نپوشید.ظاهرا امتحان جامع دورهء دکتری که در حال حاضر در دانشگاه‏ها برگزار می‏شود،تنها یادگار باقی ماندهء آن‏ برنامهء درسی استاد است.

در سال 1357،به علت حملهء قلبی برای مدت‏ طولانی در بیامرستان بستری گردید و در خردادماه‏ همین سال برای عمل جراحی قلب به کلیولند ایالت‏ اوهایو عزیمت نمود.از هشهریور تا آذرماه این سال به‏ منظور ادامهء معالجات در لندن اقامت نمود و پس از بازگشت به ایران،بار دیگر در سال بعد(1358)برای‏ معالجه به لندن و پاریس مسافرت نمود.در سال‏های‏ 1360 تا 1362 مسافرتی درمانی-تحقیقی به فرانسه‏ صورت داد که حاصل آن،تحقیقات و تتبعات دقیق‏ دربارهء آثار مولوی و تألیف کتاب سرّ نی بود.پس از بازگشت به ایران(1363)تدریس در دانشگاه تهران را ادامه داد و مجالس ادبی دوشبنه‏ها را برپا می‏ساخت.

پس از آن برای چندمین‏بار پیاپی مسافرتی‏ درمانی-تحقیقی به فرانسه و انگلستان نمود(1365) و در کتابخانه‏های آن کشورها جستجوهای عالمانه‏ بسیار نمود.در سال 1366 برادر دیگر استاد-دکتر حمید زرین‏کوب،استاد دانشگاه-درگذشت که موجب تاثر شدید دکتر عبد الحسین زرین‏کوب شد.استاد در سال‏ 1368 مسافرتی علمی-اداری به پاریس نمود تا در مجمع عمومی سردبیران تاریخ تمدن اقوام آسیای‏ مرکزی شرکت جوید و عدم و ابستگی سیاسی و جغرافیایی ایران در این طرح را اثبات نماید(خلاصهء مذاکرات این گردههمایی در مجموعهء ناموارهء دکتر محمود افشار،ج 6،آمده است).مسافرت بعدی استاد در سال 1369 به سویس و لندن بود که به دعوت‏ ایرانیان مقیم اروپا و برای سخنرانی دربارهء هنر و اندیشهء مولوی با عنوان«قصه و سرّ قصه در مثنوی‏ مولانا»صورت گرفت.استاد در سال 1370 مسافرت‏های‏ داخلی و خارجی علمی چندی انجام داد و سخنرانی‏هایی‏ ارزشمند ایراد نمود که عبارت‏اند از:سخنرانی در مراسم‏ بزرگداشت نظامی گنجوی در دانشگاه‏های واشنگتن‏ و لوس آنجلس کالیفرنیا با عنوان:«فلاسفه یونان در بزم اسکندر»؛ایران سخنرانی در جمع ایرانیان مقیم‏ شهر وان کوور کشور کانادا با عنوان«خراسان در عهد نهضت‏ها»،آشنایی با استادان و ایرانیان مقیم بالتیمور امریکا؛شرکت در کنگرهء جهانی بزرگداشت‏ خواجوی کرمانی در کرمان و مصاحبه در باب ارزیابی‏ آثار خواجوی کرمانی در این کنگره،همچنین مسافرت‏ به فارس(شیراز و کازرون،،سخنرانی در انجمن‏ فلسفه دربرهء نظامی و اندیشهء او با عنوان«ارشمیدس‏ و کنیزک چینین در روایت نظامی».استاد در سال 1371 با مؤسسه تحقیقات و پژوهش‏های اسلامی همکاری‏ مشورتی داشت و در همین سال در کنگرهء همکاری‏های‏ اقوام آسیایی مرکزی در تهران شرکت نمود و سخنرانی‏ کرد.ضایعهء ناگهانی و دردناک درگذشت برادرش-رسول‏ زرین‏کوب-نیز در همین سال(1371)اتفاق افتاد که‏ به شدت موجب تألم و تأثر خاطرش گشت.استاد به‏ منظور شرکت در کنگرهء فارس‏شناسی مسافرتی به‏ شیراز نمود(1372)و در بازدید از بخش تاریخ دانشگاه‏ شیراز،سخنرانی نمود.سخنرانی در مرکز مجمع‏ تحقیقات ایران‏شناسی ایرانیان در امریکا با عنوان‏ «تاریخ‏نویسی معاصر در ایران»،مسافرت به کانادا و بازدید از دانشگاه‏ها و کتابخانهء مک گیل،سخنرانی‏ با عنوان«ایران در کشاکش ایام»در وان کوور به دعوت‏ ایرانیان مقیم کانادا،همکاری با سازمان نقشه‏برداری‏ کشور برای تهیه متن تاریخی کتاب اطلس تاریخی‏ ایران،و اقدام برای تألیف کتاب از گذشتهء ادبی ایران، مهمترین فعالیت‏های علمی استاد در سال 1373 را تشکیل می‏دهند.سال 1374 نیز برای استاد سالی‏ پرتلاش بود:مسافرت به آلمان و شرکت در کنگرهء مونیخ که برای بزرگداشت مولوی برپا شده بود،نیز همکاری دربرگزاری جلسات این کنگره با عنوان دبیر ایرانی کنگره،اشتغال به تحریر نهایی جلد دوم و سوم‏ دایرة المعارف بزرگ اسلامی؛نظارت بر اتمام طبع و تجلید کتاب از گذشته ادبی ایران،استاد در این سال‏ همچنین به علت بیماری ناگهانی در بیمارستان شهر بن در آلمان برای مدتی طولانی بستری شد.و سپس‏ برای عمل جراحی قلب به لندن منتقل شد.از جمله‏ آخرین تکاپوهای علمی و فرهنگی استاد در سال 1375 عبارتست از:مسافرت به شیراز و ایراد سخنرانی در باب سعدی به منظور ترغیب به ایجاد بنیادهای تحقیقی‏ در باب سعدی؛قرار واگذاری کتابخانهء شخصی به یک‏ مرکز تحقیقاتی در بروجرد؛شرکت در کنگرهء فارس‏شناسی و ایراد سخنرانی با عنوان«ملک‏ سلیمان»،سخنرانی دربارهء استاد فروزانفر و تشویق‏ برای برگزاری و چاپ یادواره‏ای برای آن استاد؛اشتغال‏ به تألیف و تنظیم مقالات تازه در مجموعهء حکایت همچنان باقی؛طرح کارهای تازه در باب‏ عطار،سعدی و فردوسی که شامل بررسی‏های انتقادی‏ و تطبیقی دربارهء زندگی و آثار آنهاست.

دکتر زرین‏کوب عمر را به مطالعه و تدریس و تحقیق و تألف گذراند و با ساده‏زیستی،هیچگاه خود را گرفتار وسوسهء اشتغال به کارهای غیرعلمی نساخت. دهها کتاب و مقاله که در رشته‏های مختلف از او نشر یافته،نشان می‏دهد که این دانشی مرد بی‏ملال و خستگی‏ناپذیر،هرگز از راهی که برگزیده بود،منحرف

نشد.سفرهای علمی متعدد استاد به اروپا،آمریکا، جمهوری‏های شوروی(سابق)،هند،پاکستان و کشورهای عربی،در دیدار از کتابخانه‏ها،موزه‏ها و مؤسسات علمی و تهیهء عکس از بعضی نسخه‏های‏ خطی فارسی و عربی،جنبهء دیگری از حیات شکوهمند عالمانهء استاد را تشکیل می‏دهد.طی همین سفرها، وی با جمعی از دانشمندان و نویسندگان بزرگ ایرانی‏ و خارجی آشنایی نزدیک یافت که به غیر از سید محمد علی جمال‏زاده،آقا بزرگ علوی و تورخان گنجه‏ای‏ در میان فضای ایرانی،باید از هانری ماسه،ولادیمیر مینورسکی،گرستاوفن گرونه باوم،هرولد بیلی،والتر برونو هنینگ،فیلیپ حتی،برنارد لوییس،والتر هینتس، ولفگانگ لنتس،برتولد اشپولر،یوزف شاخت،کلود کاهن،ژیلبر،لازار،هلموت ریتر و الساندر باوسانی‏ نام برد.

ذهن خلاق،حافظهء فوق العاده،دانش وسیع و حیرت‏آور و قلم توانای استاد برای دانشمندان و پژوهشگران خارجی نیز به خوبی شناخته شده بود تا آنجا که از او برای تالیف فصلی از تاریخ ایران دانشگاه‏ کمبریج(ج 4)و تالیف مقالات متعدد در ویرایش جدید دایرة المعارف اسلام،دعوت به عمل آمد.

حوزه وسیع مطالعات استاد در تاریخ،فلسفه،ادبیات، تصوف و عرفان و تاریخ ادیان خلاصه نمی‏شود.آشنایی‏ با معارف قدیم و جدید،علوم اسلامی و روش‏های‏ تحقیق نوین و فراگیری زبان‏های باستانی ایران،از وی یک دانشمند جامع الاطراف ساخته بود.

یادش گرامی و روحش قرین رحمت باد.

آثار تاریخی دکتر عبد الحسین زرین‏کوب

به منظور تکمیل زندگی‏نامهء دکتر زرین‏کوب‏ فهرستی از آثار آن زنده‏یاد ارائه می‏شود،اما از آنجا که‏ نگارش‏های استاد حوزه‏های وسیع و عرصه‏های‏ گوناگون علوم انسانی را شامل می‏شود و این شمارهء کتاب ماه به عنوان ویژه‏نامهء«تاریخ‏نگاری»دکتر زرین‏کوب،به معرفی و بررسی آثار«تاریخی»یا مجموعه‏هایی که در آن به نوعی نوشتارهای تاریخی‏ وجود ارد،اختصاص یافته،همچنین به منظور جلوگیری‏ از اطالهء کلام،در اینجا صرفا فهرست آثار تاریخی دکتر عبد الحسین زرین‏کوب و یا مجموعه مقالات و آثاری‏ که به نوعی عرصهء تاریخ را پیموده،براساس ترتیب و توالی سنوات انتشار و با ذکر نخستین و آخرین نوبت‏ و تاریخ چاپ تقدیم می‏گردد.

کتاب‏ها:

1-دو قرن سکوت(سرگذشت حوادث و اوضاع‏ تاریخ ایران در دو قرن اول اسلام از جملهء عرب تا ظهور دولت طاهریان)،تهران،انتشارات جامعهء لیسانسیه‏های دانشسرای عالی،چاپ اول،1330 ص؛ چاپ یازدهم تهران،سخن،1379.

2-ارزش میراث صوفیه،تهران،ادارهء مجله یغما، وزیری،114 ص،چاپ اول 1342؛چاپ نهم،تهران، امیر کبیر،1378.

3-تاریخ ایران بعد از اسلام،تهران،وزارت آموزش‏ و پرورش،ادارهء کل نگارش،وزیری،18+918 ص، چاپ اول،1343؛چاپ هشتم،تهران،امیر کبیر،1379.

4-دایرة المعارف فارسی،تاءلیف غلامحسین‏ مصاحب،تهران،فرانکلین،345،سه جلد،مقالات:تاریخ‏ ایران بعد از اسلام،تصوف،کلام،تاریخ،تمدن،فرق‏ اسلام،معرفی کتابهای فارسی و عربی،شعرا و نویسندگان فارسی و عربی زبان.

5-بامداد اسلام(داستان آغاز اسلام و انتشار آن‏ تا پایان دولت اموی)،تهران،انتشارات صائب،رقعی، 234 ص،چاپ اول،1346؛چاپ نهم،تهران،امیر کبیر، 1379.

6-کارنامهء اسلام،تهران،شرکت سهامی انتشار، وزیری،با مقدمهء احمد آرام،22+244 ص،چاپ اول‏ 1348؛چاپ ششم،تهران امیر کبیر،1379.

Y-Sufism its Historical Perspective, Iranian studies,III1970/1349 7-Persian 8-یادداشت‏ها و اندیشه‏ها(شامل 34 مقاله)،به‏ کوشش عنایت الله مجیدی،تهران،کتابخانه طهوری، 21+432 ص،چاپ اول 1351؛چاپ چهارم،تهران، اساطیر،1372.

9-نه شرقی،نه غربی،انسانی(شامل 34 مقاله)، تهران،امیر کبیر،694 ص،چاپ اول،1353؛چاپ پنجم، تهران،امیر کبیر،1379.

10-تاریخ در ترازو،تهران،امیر کبیر،323 ص، چاپ اول،1354؛چاپ پنجم،تهران،امیر کبیر،1377.

11-از چیزهای دیگر(شامل 19 مقاله)،تهران، جاویدان،370 ص،چاپ اول،1356؛چاپ سوم،تهران، اساطیر،1371.

12-جستجو در تصوف ایران،تهران،امیر کبیر، 446 ص،چاپ اول،1357؛چاپ پنجم،تهران،امیر کبیر، 1376.

13-دنبالهء جستجو در تصوف ایران،تهران، امیر کبیر،412 ص،چاپ اول 1362؛چاپ چهارم، تهران،امیر کبیر،1376.

14-تاریخ مردم ایران:ایران قبل از اسلام، کشمکش با قدرتها،تهران،امیر کبیر،ج 1،608 ص، چاپ اول،1364؛چاپ پنجم،تهران،امیر کبیر 1378.

15-دفتر ایام،مجموعهء گفتارها،اندیشه‏ها و جستجوها(شامل 20 مقاله)،تهران،علمی،391 ص، چاپ اول،1356؛چاپ چهارم،تهران،علمی،1378.

16-تاریخ مردم ایران،از پایان ساسانیان تا پایان‏ آل بویه،تهران،امیر کبیر،ج 2،591 ص،چاپ اول، 1360؛چاپ چهارم،تهران،امیر کبیر،1373.

17-در قلمرو وجدان:سیری در عقاید،ادیان و اساطیر،تهران،علمی،611 ص،چاپ اول،1369؛چاپ‏ دوم،تهران،سروش،1375،646 ص،افزودهء این چاپ، فصل:«ورود به روشنی-ادبیات دینی».

18-روزگاران ایران،گذشتهء باستانی ایران،تهران، سخن،ج 1،302 ص،چاپ اول 1373؛چاپ سوم، تهران،امیر کبیر،1376.

19-روزگاران،از پایان ساسانیان تا یتموریان، تهران،سخن،ج 2،385،ص،چاپ اول 1375.

20-روزگاران دیگر،از صفویه تا عصر حاضر،تهران، سخن،ج 3،312،چاپ اول،1375.

21-حکایت همچنان باقی(شامل 34 مقاله)، تهران،سخن،507 ص،چاپ اول،1376.

22-روزگاران:تاریخ ایران از آغاز تا سقوط سلطنت‏ پهلوی،تهران،سخن،3 جلد در یک مجلد،1014 ص، چاپ دوم،379.

مقالات:

1-«چند کلمه از تاریخ(آقاخان امام اسماعیلیه)»، جهان نو،س 2،270.271.

2-«استاد سیس»،مجله پشتوتن،س 1،ش 11:9. 13.

3-«داستان سنباد»نامهء تمدن،س 2،ش 1:31. 37.

4-«فرمانروایی ایرانیان بریمن»،مهر،س 8: 654.657 و س 9:149-153،214-218.

5-«افسانه‏های عامیانه»سخن،س 5:918-926.

6-«خاندان سیمجور»،مهرگان،1334.

7-«مرگ یزدگرد اول»،مهرگان هفتگی،س 3، ش 55:4 و ش 56:3-4.

8-«ایرانیان و اسلام»،از چیزهای دیگر:159. 168.

9-«قیام آذربایجان و ستار خان،تالیف اسماعیل‏ امیر خیزی»(نقد کتاب)،راهنمای کتاب،س 2،ش 5: 622-632.

10-«نهضت‏های ملی ایران»،مرزهای دانش،ج‏ 1:111-121.

11-«یگانه یا دوگانه(کشمکش خدایان در ایران‏ باستان»،سخن،س 12،ش 11/12:1145-1169.

12-«سقوط صفویه در روایات ارمنی»،نشریهء کتابخانه ملی تبریز،ش 10:85-96.

13-«فکر آزادی و تقی‏زاده»،راهنمای کتاب، س 5:468-473.

14-تحصن در سفارت انگلیس(تالیف ایروانی‏ به کوشش زرین‏کوب)،راهنمای کتاب،س 6:586. 589.

15-«زندقه و زنادقه...»،راهنمای کتاب،س 7: 262-271.

16-«نقد و بررسی در باب مآخذ تاریخ ایران بعد از اسلام»،نشریهء ایرانشناسی،ش 1،35-130.

17-«مسجد،گالری هنرهای اسلامی»،هنر و مردم،ش 30:3-5.

18-«مصاحبه با تاریخ(بحثی در باب فلسفهء تاریخ»)،«دفتر ایام:113-125.

19-«ارزش مجاهدات ایرانیان در نقل علوم به‏ مسلمین»،اخبار دانشگاه تهران،س 2،ش 56:25-33.

20-«اسلام در ایران»،معارف اسلامی،ش 7: 36-51 و ش 43-50 و ش 10:26-35.

21-«کارنامهء اسلام»،کتاب محمد خاتم پیامبران، نشریهء حسینیهء ارشاد،ش 2:65-67 و 71.

22-«ملاحظات انتقادی در باب تاریخ ایران‏ کمبریج»،مجلد پنجم،مجله دانشکده ادبیات تهران، س 17،ش 1/2:1-54.

23-«تسامح کوروشی و مسالهء وحدت امپراطوری‏ در ایران باستان»،کتاب نه شرقی،نه غربی،انسانی: 11-26.

24-«از گذشتهء باستانی ایران چه می‏توان‏ آموخت»،کتاب نه شرقی،نه غربی،انسانی:2-10.

25-«تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی،از اشپولر»فرهنگ و زندگی،ش 10:123-128.

26-«شیوهء تاریخ‏نگاری در کتاب ایران باستان‏ مشیر الدوله»،کتاب نه شرقی،نه غربی،انسانی:386- 402.

27-«دربارهء تاریخ»،از چیزهای دیگر،27-73.

28-«جستجو در تصوف ایران»،مجلهء دانشکدهء ادبیات تهران،س 20،ش 3/4:1-22 و س 21،ش 1: 1-18 و ش 2/3:1-34.

29-«اسلام در ایران»،دفتر ایام:137-212.

30-تصوف و ایران باستانی،هنر و مردم،ش‏ 186:16-31.

31-«تاریخ‏نگری یا تاریخ‏نگاری،اشارتی به فلسفه‏ و منطق تاریخ»،نقش بر آب:44:57.

32-«در تاریخ از هردوت چه می‏توان آموخت؟».

مطالعات تاریخی،ش 1:5-60.

33-تقریظ بر کتاب علویان طبرستان،تالیف‏ حکیمیان،تهران،چاپ دوم،الهام،صفحهء نخست.

34-«نوروز و آیین‏های وابسته به آن»،نقش بر آب:437-451.

35-«اندیشه‏هایی در باب همکاری ایران و آسیای میانه با مروری به سوابق آن»،مجلهء کلک،ش‏ 89.93:11-16.

36-«تاریخ‏نگاری در ایران معاصر»،کلک ش‏ 51/52:23-27.

37-توسعه،تکامل و تایخ،مجله کلک،ش 61. 64:37-42.

38-«درفش سیاه،دربارهء نقش ابو مسلم در تاریخ‏ نهضت‏های ایران»،کتاب هفتهء کیهان،ش 76:83- 94.

استاد همچنین مقالاتی به زبان‏های انگلیسی و فرانسوی و عربی نگاشته‏اند که در اینجا نیامده،نیز اشعار چندی از ایشان باقی مانده که از ذوق و قریحهء شاعری و طبع لطیف و روح باریک‏اندیش و زیبابین‏ استاد حکایت دارد.

دریغ که چنین ستارهء درخشانی از آسمان دانش و فرهنگ این سزمین رخت بربست،یادش همواره زنده‏ و گرامی باد.

جدیدترین اخبار